رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۵
  • کد خبر : ۴۵۸۲
  • مشاهده :  879 بازدید
  • چاپ خبر : این هنر و تئاتر نیست که ما را آزرده خاطر میکند بلکه  این ما هستیم که خود را آزار میدهیم

این هنر و تئاتر نیست که ما را آزرده خاطر میکند بلکه این ما هستیم که خود را آزار میدهیم

ایده پرداز، نویسنده، نمایشنامه نویس، علاقه مند به کارگردانی، جوانی با استعداد و باهوش، در گفتگو با او احساس صمیمی می کنی. عاشق موسیقی و گهگاهی گیتار می نوازد. صحبت از “بهنام کشت زاده” نویسنده و بازیگر دزفولی است. آنقدر عمیق درباره هنر سخن می گوید و به آن عشق می ورزد که می گوید: هنگام خلق اثر به گونه ای محو کارم می شوم که زمان را از دست می دهم و اگر کسی صدایم کند متوجه نمی شوم.به دلیل استقبال فراوان مخاطبان از تئاتر زخم و انعکاس خبری بالا و غوغای این تئاتر در سطح استان و کشور به سراغ نویسنده و بازیگر این تئاتر رفتیم و ساعتی با او به گفتگو نشستیم.

 

 

IMG_20160404_002914

 

مختصری از خودتان و کی وارد عرصه هنر شدید؟

به نام خدا وند خالق هنر، من بهنام کشت زاده در شهرستان دزفول متولد شدم، ورود من به عرصه ی تاتر از اواخر سال ۸۹ بود که به دعوت دوست خوبم اقای ایمان پورشاکری برای بازی در نمایش طنز شیش و بش نوشته ی استاد محمد چرمشیر صورت گرفت من در اون نمایش عهده دار نقش صادق بودم و جالب اینجاست ک بگویم که کاملا اتفاقی

بود و چون شمایل من به نقشی که در ذهن اقای پورشاکری بود کاملا شبیه بود ایشون منو انتخاب کردن و همه چیز شروع شد..

 

-زمینه کاری شما و تعدای از کارهایی که انجام داده اید را بگویید؟

همونطور که گفتم من با بازیگری شروع کردم در شیش و بش و بعد همه چی جدی تر شد و تصمیم گرفتم که به تاتر و هنر نگاه حرفه ای تری داشته باشم پس شروع کردم به مطالعه و تحقیق در این زمینه و در کنارش از آموزه های اساتید شهر نیز استفاده کردم و در کنار بعضی کارها حضور داشتم اما اگر به عنوان کارنامه ی کاری به این قضیه نگاه کنیم می توان به کارهایی مانند: ۱ شیش و بش ۲ از آدم تا خاتم ۳ ریسمانی برای فروپاشی ۴ رویای بسته شده به اسبی ک از پا نمی افتد ۵ زخم اشاره کرد.

 

-بهنام کشت زاده نویسنده است و یا بازیگر یا کارگردان؟

بهنام کشت زاده یک هنرجو است و هنر و زندگی رو بسیار نزدیک به هم و مکمل همدیگر میبیند و گاهی هم هنر را فراتر از زندگی ،خب این سه معقوله در تئاتر از هم جدا و باهم هستند دنیای هنر امروز محدودیتی نداره و به نظر من زمانی که هنر رو محدود کنیم در واقع خودمونو محدود کردیم گر چه هر شاخه از هنر قطعا تخصص خاص خودش رو میطلبه وموفقیت درهنر برابر است با علم  و استعداد ا، ولی دغدغه های انسانی برای هر هنرمند در هر مقطع کاملا متفاوت است و عملکرد و رویکرد هنرمند همیشه وابسطه به همین دغدغه هاست که در هنر تئاتر گاهی سراغ نوشتن،کارگردانی ویا بازیگری میرود من هر سه این معقوله ها را تجربه کرده ام.

 

-از چگونگی عضویت و فعالیت در گروه قاب کوچک توضیح دهید؟

گروه قاب کوچک از دریچه ی همین قاب نگاه بزرگی به جوانان و استعداد های شهرستان داشته و دارد و ن تنها در کلام بلکه در عمل پشتیبان جوانان علاقه مند هنر تاتر بوده من بعد از اجرای تاتر ریسمانی برای فروپاشی به دلیل همین نگاه ها جذب گروه قاب کوچک شدم جلساتی با مسولین گروه استاد مهدی شریفی و برادر خوبم سروش مداح داشتم و

رویکرد گروه را برای من شرح دادن و من هم با افتخار پذیرفتم و قاب کوچکی شدم.

 

-از نمایشنامه زخم بگویید. زخم چگونه نوشته شد؟

زخم هم یک دغدغه برای من بود و من نتنها زخم ک آن را مرهمی میدیدم، من از دوران نوجوانی همیشه علاقه ی خاصی به کار های استاد مسعود کیمیایی داشتم و شیفته ی قهرمانهای داستانهایش بودم و برای من جذابیت خاصی داشت و همیشه نگاه ایشان و سینمایشان را ستایش میکنم خب ایده ی همچین کاری با این مشخصات مدتها در ذهن من بود و منتظر فرصتی بودم ک بتوانم این ایده را به صورت یک نمایشنامه در بیاورم خوشبختانه این اتفاق افتاد و مونولوگ زخم را نوشتم و اصغر متولد شد. نمایشنامه ک کامل شد من آن را برای چند نفر از بزرگان تئاتر شهرستان از جمله: آقای علیرضا خداداد،مهدی شریفی و برادر خوبم رضا چراغ چشم خواندم ک نظر مثبتی روی نمایشنامه داشتند.

DSC_0205

 

-چرا کارگردانی این تئاتر به محمدرضا خردمند سپرده شد؟

همزمانی عضویت من و محمد رضاخردمند در گروه قاب کوچک باعث شد که جلسه ای باهم داشته باشیم برای برنامه های آینده و کار در کنار یکدیگر در همین جلسه موضوعات زیادی مطرح شد و متوجه شدم که با محمد رضا کاملا هم فکری دارم و فکرهایمان خیلی به هم نزدیک است و تصمیم گرفتیم در جلسات دیگری، نمایشنامه ها و ایده های یکدیگر را باهم در میان بگذاریم من چند نمایشنامه و طرح آاوردم محمد رضا هم همینطور زمانی ک شروع کردم و نمایشنامه زخم را برایش خواندم و به پایان رسید نمایشنامه را برداشت و گفت: بهنام من این نمایشنامه رو میخوام، من هم در جا موافقت کردم و کار استارت خورد و باهم یک برنامه چند ساله را طرح ریزی کردیم ک با زخم شروع میشد.

 

-از سبک و شیوه نمایشنامه و بازی تئاتر زخم بگویید؟

زخم یک نمایشنامه رئالیسمی است و از زبان وروند درام کار شیوه آن مشخص است شخصیت اصغر شخصیتی کاملا مردمی و از قشر پایین جامعه است و این اجازه را به مخاطب میدهد تا بتواند با او احساس همزاد پنداری کند،باید اعتراف کنم که خلق چنین شخصیتی بسیار دشوار بود و بسیار برای من جذاب هم در نوشتن و هم در بازی که کاملا برای من متفاوت بود چون کاملا از شخصیت آرام من به دور بود.

 

IMG_20160404_002909

 

-وقتی بازی این تئاتر که نویسندگی این اثر را هم خودتان بر عهده داشته اید  به شما پیشنهاد شد چه احساسی داشتید و چرا پذیرفتید؟ آیا انتخاب سختی بود؟

باید اعتراف کنم ک من برای این شخصیت آمادگی داشتم چون مدتها در ذهنم با او زندگی کردم و همیشه اصغر را دوست داشتم و او را تکه ای از وجود خود میدیدم اینها کاملا قلبیست و ژست هنری در کار نیست و من کلا اهل این ژستهای هنری نیستم ولی من واقعا با اصغر زندگی کردم و از این که قرار بود به این شخصیت زندگی ببخشم بسیار هیجان زده بودم پس با کمال میل پذیرفتم، انتخاب سختی نبود چون واقعا گروه یک دست و بی حاشیه ای برای کار دور هم جمع شده بودن و همه در کار خود مسئولیت پذیر و نگاهی حرفه ای داشتند و کوچکترین کارها را با دقت زیاد و با تفکر انجام می دادند از مسئول گروه اقای مداح تا مشاور کارگردان مهدی شریفی و دراماتورژ کار آقای خداداد تا دستیار کارگردان محمد امین گندمی و دوستان خوبم امید حاجی زاده و ناصر کوه پیما

همه و همه متحد و در خدمت کار برای ارائه ی یک کار با کیفیت پس با و جود همچین اکیپی  نه انتخاب سختی نبود.

 

-دلیل انعکاس خبری بالا و استقبال فراوان از تئاتر زخم چه بود؟

در یک جمله بگویم هر چه از دل برآید لاجرم به دل نشیند تمام گروه با دل و جان کار کردند و همیشه این را گفتم و میگویم این دقیقا نتیجه ی یک کار گروهی بود.

 

-تا حالا شده از عرصه تئاتر و هنر آزرده خاطر شده باشید؟

من به بودن در عرصه تاتر و هنر افتخار میکنم و به این معتقدم که هنر و مخصوصا تئاتر آدمهایش را انتخاب میکند.من نه تنها آزرده خاطر نده ام بلکه  خیلی چیز ها را در زندگی مدیون هنر و تاتر هستم باید بگویم که این هنر و تاتر نیست که ما را آزرده خاطر میکند بلکه این خود ما هستیم که خودمان را آزار میدهیم و در حالت بدتر دیگران را، آن هم به نام هنر و

تئاتر که این نه انسانیتی و نه هنرمندیی درش نهفته است از اینکه خیلی ها به اسم هنر و تئاتر این کارها را میکنند…. بله…..مرا آزرده خاطر می کند. من همیشه از حاشیه ها فرار می کنم و سعی می کنم انرژی خودم را برای چیزهای بی ارزش هدر ندهم آن را نگهدارم برای یادگیری، مطالعه و پیشرفت برای خودم و شهرم

 

-یکی از بهترین تئاتر هایی که تا به حال دیده اید؟

تئاتر کلا خوب است و من بهترینی در این دریای بی انتها نمیتوانم متصور شوم ولی کار عجایب المخلولات آقای رضا ثروتی را خیلی دوست دارم و علاقه مند به تاترهای پست مدرن هستم.

 

بازیگر مورد علاقه؟

سوال سختی پرسیدید در ایران استاد عزت الله انتظامی که انشالله خدا به ایشان سلامتی بدهد و ما هم تا هستند قدرایشان و دیگر پیشکسوتان را بدانیم… ولی در مدیوم جهانی به نظرم کارهایی که لئوناردو دی کاپریو در این چند ساله کرده باور نکردنی است. نقشهای فوق العاده و کار کردن با کار گردانهایی مثل مارتین اسکورسیزی ،کوئینتین تارانتینو و کریستوفر نولان و امسال هم اسکار به نظرم مثل مسی در بارسلونا میماند و حالا حالاها کسی نمیتواند به او برسد.

 

 

 

-نظرتان درباره تئاتر دزفول چیست؟

آنقدر خودم را محق نمیدانم که نظری بدهم فقط یک جمله:کاش به

جایگاه واقعیش برگردد…

 

 

-آیا خانواده شما به هنر علاقه مند هستند و از شما حمایت می کنند؟

هر خانواده ای از فرزندشان حمایت میکنند همین که من کار میکنم

نشان حمایت ایشان است

 

سخنی برای علاقه مندانتان؟

این که میگویید علاقه مندان نظر لطف شماست من همه را دوست خود

میدانم از حمایتهایشان ممنونم و منتظر کارهای بعدی این گروه باشند.

 

-احساس خود را پس از این کلمات بیان کنید؟

دزفول: زادگاهم شهری که هیچ وقت در هیچ ضمینه ای از تمام ظرفیت و استعدادش استفاده نشد.

تئاتر: فلسفه ، تفکر ، اندیشه و در آخر سرگرمی و برای من دریچه ای رو به زندگی

محمدرضا خردمند: رفیق، دوست،همفکر و همراهی خوب و قابل اعتماد، زمان زیادی از وقتم را با او سپری میکنم و از داشتن دوستی هنرمند مثل او خوشحالم

قاب کوچک: پشتیبانی عالی و بسیار با برنامه و باتفکر،به من درس اتحاد را آموختند از دریچه ی این قاب کوچک آموزه های بزرگی آموختم

هنر: زیباترین چیزی که خداوند خلق کرده و هرچه در دنیا زیبایست تکه ای از هنر خداوند است و بسیار آرامش بخش برای روح انسان

عشق: هنر مخصوصا تاتر

جشنواره: امسال با زخم، و در هر مدیومش دست یافتنی و تجربه ای عالی برای دیدن اندیشهای مختلف و به اشتراک گذاشتن تفکرها

نویسندگی: یک

اتاق دوازده متری میز،کاغذ،قلم،زیر یک نور مهتابی و بیخوابی های شبانه روزی با موهایی آشفته

برشت: اویگن برتولت فریدریش، فاصله گذاری، دایره گچی قفقازی

سایت خبری دزآوان: از آشنایتون خوشبختم و تشکر

 

سخن پایانی؟

در پایان تشکر می کنم از تمام دوستان و اساتیدی که باعث به وجود آمدن این مرهم(زخم) شدند و از آقای نادر سعادتی فرد ریس محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و آقای غلامعلی سخاوتی راد دوست داشتنی رییس انجمن نمایش دزفول و اعضای شورای نظرات شهرستان بسیار سپاسگزارم و روز جهانی تئاتر بر همه ی هنرمندان ایران زمین و جهان مبارک باد. از سایت وزین دزآوان برای زحمات شبانه روزی و تهیه این گفتگو تشکر و قدردانی می کنم. خدانگهدار

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه